تبليغاتX
For My Love
به او بگوييد دوستش دارم
سلام می کنم خدمت همه دوستای خوبم

این وبلاگ واسه همیشه تعطیل شد

آدرس جدیدم www.alone-lover18.blogfa.com هستش

خوشحال میشم که بیاین

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم تیر 1389ساعت 12:58  توسط امیر | 

چی میشه یه روز من و تو،روبه روی هم بشینیم

واسه قصه های فردا،عشقو تو آینه ببینیم

چی میشه همیشه باهم،دست تو دست هم بمونیم

غصه ها روبی خیال شیم،قدر لحظه رو بدونیم

چی میشه گلای باغچه،بی بهونه بو بگیرن

مثل قلب عاشق ما،واسه همدیگه بمیرن

چی میشه درد جدایی،بره از قلب من و تو

گریه سخته خوب میدونی،عاشقه روح من و تو

چی میشه چی میشه ها رو،واسه این روزا گذاشتن

واسه وقت بی کسی ها،واسه ما دو تا گذاشتن

کاش بیاد روز وصال و لحظه ی قشنگ بودن

لحظه ی رفتن غم ها،همش عاشقونه خوندن

کاش دوباره جون بگیره،گل یاس توی گلدون

با تو من نفس بگیرم،پر بگیرم از تو زندون

کاش گل کنار عکست،زنده شه مثل قناری

آخه طفلی مرده بودش، از غم چشم انتظاری

باز میگم،کاشکی بهار شه،آرزوهامون جوون شن

غم وغصه و نبودن،تا همیشه نصفه جون شن

باز بگم؟کاشکی بیای و،خوابم آشفته نباشه

وقتی باد میخواد بیاد تو،پنجره بسته نباشه

به خدا زنده میشم من،وقتی خنده با تو یاره

تو بیا خدا میدونه بی تو دنیام بی قراره

 

 

چه احساس نازنین و شیرینیه  کنارکسی که  دوسش  داری بشینی

به چشاش نگاه کنی تا عمق وجودت از یه  گرمای  عمیق آب بشه

قلبت پر تپش بشه انگار که داره از سینت کنده میشه

چه احساس عجیبیه وقتی بخوای با دستانت صورتش رو حس کنی

 با موهاش بازی کنی و... خدای من    باور کردنی نیست اونی که

 میخوای ،دوسش داری، عاشقشی ،کنارت باشه باهات باشه همراهت

 باشه هم پات باشه.

ای خدا منو به عشقم برسون

 

چشمانت را برای زندگی می خواهم

اسمت را برای دلخوشی می خواهم

دلت را برای عاشقی

صدایت را برای شادابی

دستت را برای نوازش

و پایت را برای همراهی می خواهم

عطرت را برای  مستی

خیالت را برای پرواز

و خودت را برای پرستش می خواهم

 

آه...آه...اما

او چرا این را نمی اند که در اینجا

من دلم تنگ است، یک ذره ست؟

ای داد بر من ، داد

من نمی دانم چرا عشق من این را نمی داند؟

که من بیچاره هم در سینه دل دارم

که دل من هم دل است آخر؟

سنگ و آهن نیست

او چرا اینقدر از من غافل است آخر؟

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 16:37  توسط امیر | 

یه نفر...

یه جایی...

تمام رویاهاش لبخند توست

احساس می کنه که  زندگی واقعًا  با ارزشه...

پس هر وقت احساس تنهایی کردی

این حقیقت رو به یاد دداشته باش که

یه نفر...

یه جایی...

در حال فکر کردن به توست.

 

نه از فائق نه قایق می نویسم

نه از دشت شقایق می نویسم

به یاد لحظه های با تو بودن

به یاد آن دقایق می نویسم

 

آنکه چشمان تو رو این همه زیبا می کرد

کاش از  روز ازل فکر دل ما می کرد

یا نمی داد به تو این همه زیبایی را

یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد

 

سخن عشق را در عمق نگاهت خواندم

و صدای محبت را در کوچه باغ آشنایی مان شنیدم

برایت گریستم...

و به یادت خندیدم...

و به نشانه وفاداری دفترم را بنامت نوشتم...

و نامی به اندازه عشقت برایت برگزیدم...

و آن را به صفای دلم پیوند زدم...

پژواک پژمرده صدایم را به گوشت رساندم

تا تو را بیابم; اما نه...

انگار هنوز عشقم به صداقت باران و به پاکی آب نرسیده است

تا قناری های خوش آواز دلت شعر وصال برایم  بخوانند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 16:32  توسط امیر | 

دنيا كوچيكه و عشق تو ، بزرگ

دستهاي من كوچيكه و قلب تو ، بزرگ

چشمهاي من كوچيكه و آسمون دل مهربون تو ، بزرگ

اشكهاي من كوچيكه ولي غربت تو ، بزرگ

آسمون دل من كوچيكه و ستاره ي عشق تو ، بزرگ

گر چه عشق من كوچيكه و قلبم طاقت غم نداره

اما بدون تا روزي كه نفس مي كشم و زنده ام

عشق زيبا و قشنگت هميشه توي قلب كوچيكم مي مونه

اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم
چند وقت است که هر شب به تو مي انديشم

به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور
به همان سبز صميمي ، به همبن باغ بلور

به همان سايه ، همان وهم ، همان تصويري
که سراغش ز غزلهاي خودم مي گيري

به همان زل زدن از فاصله دور به هم
يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم

به تبسم ، به تکلم ، به دلارايي تو
به خموشي ، به تماشا ، به شکيبايي تو

به نفس هاي تو در سايه سنگين سکوت
به سخنهاي تو با لهجه شيرين سکوت

شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است

در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است

یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش
می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش

آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده
بر سر روح من افتاده و آوار شده

در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است

یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش
می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است

آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟

اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست
پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟

آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است
و تماشاگه این خیل تماشا شده است

آن الفبای دبستانی دلخواه تویی
عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی

حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگی ست  ، به انکار مکوش...

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 11:50  توسط امیر | 

عزیزم زمستون به یادت بهاره

تو قلبم کسی جز تو جایی نداره

صدای دلم ساز ناسازگاره

سکوتم به جز تو صدایی نداره

تو خواب و خیالم همش فکر اینم

که دستات و بازم تو دستام بگیرم

 

حسرت

من آهنگ غریب روزگارم

غمی در انتهای سینه دارم

تمام هستیم یک قلب پاک است

که آن را زیر پایت می گذارم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 17:31  توسط امیر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اگر آواز می خوانم ،


اگر اندوه از چشمان من پیداست ،


اگر راه گلویم را گرفته بغض پنهانی ،


اگر دریا نه یک رودم به سمت خود پریشانی ،


اگر باران ندارم ابر بی بارم ،


اگر دیوانه ام مستم فقط یک آروز دارم


بدانی : دوستت دارم

amir_rasouli16@yahoo.com

نوشته های پیشین
تیر 1389
دی 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
پیوندها
منتظران مهدی موعود(عج)
هرچی بخوای پیدا میشه.......!!!!!!!1
دانلودستان موزیک
فروشگاه اینترنتی
روابط عمومی - حامد بلا-
حامد داداش
مطالب آموزشی علی اسحقی
پاتوق مشتریان و دوستداران ياشيل نت اهر
خدمات اطلاع رساني ياشيل نت اهر
داستان عشق
دانستني راجع به كامپيوتر
دانستني راجع به كامپيوتر2
لنگرگاه عشق
گروه ژابيز
فرياد خاموش
دل نگار
عشق گمشده
دو دوست
دوستت دارم
شعری برای تو
دوست داشتن دل مي خواد نه دليل
دختر تنها
مه شب
تقديم به اونايي كه خلوتشون آسمونيه
موج خروشان عشق
فروشگاه اینترنتی 24 ساعته
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM