|
دنيا كوچيكه و عشق تو ، بزرگ دستهاي من كوچيكه و قلب تو ، بزرگ چشمهاي من كوچيكه و آسمون دل مهربون تو ، بزرگ اشكهاي من كوچيكه ولي غربت تو ، بزرگ آسمون دل من كوچيكه و ستاره ي عشق تو ، بزرگ گر چه عشق من كوچيكه و قلبم طاقت غم نداره اما بدون تا روزي كه نفس مي كشم و زنده ام عشق زيبا و قشنگت هميشه توي قلب كوچيكم مي مونه اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور به همان سايه ، همان وهم ، همان تصويري به همان زل زدن از فاصله دور به هم به تبسم ، به تکلم ، به دلارايي تو به نفس هاي تو در سايه سنگين سکوت شبحی چند شب است آفت جانم شده است در من انگار کسی در پی انکار من است یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده در من انگار کسی در پی انکار من است یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود اینک از پشت دل آینه پیدا شده است آن الفبای دبستانی دلخواه تویی حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عزیزم زمستون به یادت بهاره تو قلبم کسی جز تو جایی نداره صدای دلم ساز ناسازگاره سکوتم به جز تو صدایی نداره تو خواب و خیالم همش فکر اینم که دستات و بازم تو دستام بگیرم من آهنگ غریب روزگارم غمی در انتهای سینه دارم تمام هستیم یک قلب پاک است که آن را زیر پایت می گذارم
مثل آسمون که تنها امیدش چند تا ستارهَ ست دیدن برق نگاهت واسه من عمر دوبارهَ ست از سرانگشت تو یعنی قصّه خوب نوازش هر نگاه عاشق تو غزل آبی خواهش جادهّ های مهربونی میگذره از تو نگاهت روشن شبای تارم باخیال روی ماهت
دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم... دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم........... دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم.... دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم............ دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم..... دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم...............دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم...... دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم ..............دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم......دوستت دارم دوستت دارم............. دوستت دارم دوستت دارم...... دوستت دارم من تو را دوستت دارم دوستت..... دارم من تو=عشق عاشق من
گریه هایم بی صداست عشق من بی انتهاست ردپای اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه عاشق کجاست همیشه عکس نازت روبه رویم نگاه تو دلیل جستجویم چرا باید تمام حرفها را بدون تو به تصویرت بگویم
اگر بدانم که در خواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن راخواهم زد
اینم یه چند تکه ترانه زیبا که تقدیمش می کنم به... وقتی کسی رو دوس داری حاضری جون فداش کنی حاضری دنیارو بدی فقط یه بار نیگاش کنی به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی حتی رو برگ زندگی وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه قید تموم دنیارو به خاطر اون می زنی خیلی چیزارو می شکنی تا دل اونو نشکنی حاضری قلب تو باشه پیش چشمای اون گرو فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت نگه برو وقتی بشینه به دلت از همه دنیا میگذری تولد دوبارته اسمشو وقتی می بری حاضری جونتو بدی یه خار توی دساش نره حتی یه ذره گردوخاک تو معبد چشاش نره
من همیشه با تو هستم تورو از جون می پرستم من فقط با تو می تونم توی این دنیا بمونم اگه تو نمونی پیشم می بینی دیوونه میشم عشق تو آبروی من داشتنت آرزوی من اسم قشنگت با یه بغض همیشه تو گلوی من جز تو کسی رو ندارم سر روی شونش بذارم تو که نمیدونی نازنین که من چه قدر دوسِت دارم نباشی تو دنیا می خوام نباشه این روزگار روزگارش سیاه شه دلم واسه کی جز خودت فدا شه نباشی تو دنیا می خوام نباشه تولحظه های بی کسی وقتی اسیرم همه آرزوم اینه تو رو ببینم دستاتو بازم توی دستام بگیرم تو گوشِتْ آروم بگم برات می میرم
سردي نگاه رو بشكن فاصله سزاي ما نيست تو بمون واسه هميشه اين جدايي حق ما نيست بودن تو آرزومه حتي واسه يه لحظه ميميرم بي تو... خوندن من يه بهانه ست يه سرود عاشقانه ست من برات ترانه ميگم تا بفهمي كه باهاتم تو خودت دليل بودنم بي تو شب سحر نميشه ميميرم بي تو....
به او بگوييد دوستش دارم به او که صداي پايش را مي شنوم به او که لحن کلامش را مي شناسم به او که عمق نگاهش را مي فهمم ، به او که ... به او بگوييد دوستش دارم، به او که گل ِ هميشه بهار من است به او که قشنگترين بهانه براي بودن من است و به او که عشق جاودانه ي من است
پيش خودم دل بستم و بهش نگفتم حرفمو حتي نگاه عاشقش باز نشکست طلسممو خواستم بگم هرچي که هست مهر سکوتم نشکست بغض گلومو باز گرفت من کم شدم اون ننشست راستش زبونم بند اومد بختک رو واژه سايه کرد رفت و خلأ منو گرفت من موندم و سکوت درد هرچي تو فکرم بود نموند خالي شدم از کلمه خواستم که راحتم کنه خسته شدم يه عالمه شايد يه لحظه اي ديگه فرصت عاشقي بشه دوباره يک شانس ديگه شانس شقايقي باشه شايد يه جايي فرصتي لحظه مجالمون بده گفتني رو بايد بگم گريه اگه امون بده
من تورو از پری دریا گرفتم تورو از عطر خوش گلها گرفتم در جواب اون همه دعا و خواهش هدیه ای هستی که از خدا گرفتم ای همه شیرینی رویا تو رو من از نسیم اون ور ابرا گرفتم
من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟
« دوستت دارم » جمله ای با نیروی عظیم که عمق جان انسان را در بر می گیرد. گفتن همین جمله کوتاه نشانی از اوج حیات فکری و روحی انسان است. آن زمان که او نیاز به بالاترین ابراز احساس دارد همین جمله کوتاه است که او را از هزاران در گیری فکری رها می کند. باور کردنی نیست که با گفتن همین جمله ناگهان عین احساسات واقعی برای شخص مقابل بیان می شود. او نیز احساس می کند که روحی وجود او را با کلامی لمس کرده. « دوستت دارم » واژه ای است که انسان احساس همان زمانش را به خالصانه ترین و پاک ترین شکل ممکن ابراز می کند. گفتن اینکه او احساسش را بیان می کند درست نیست. بیان کردن و ابراز کردن دو عمل متفاوت هستند. زندگی در سادگی است و ابراز دوستی به ساده ترین شکل زیباترین آن است. سرودن شعری بلند برای ابراز دوستی چیزی نیست جز بیان بلند آن که خستگی را برای او به دنبال دارد. آن چرا که ابراز دوست داشتن در عمیق ترین شکل و زیباترین نوع آن نشان می دهد همین جمله کوتاه است. « دوستت دارم » مانعی است برای تنفر روح. اما عشق : واژه ای روحانی که مکانش در بطن ناخودآگاه انسان است. جایی که خود انسان نمی بیند و این دیگرانند که جلوهی عاشق شدن را می بینند. شاید به همین دلیل است که بسیاری می گویند عشق وجود ندارد. عشق هیچ دو آدمی مانند هم نیست. عشق آدمیان منحصر به خودشان است.عشق یک جوشش است که انسان نمی تواند آغازش را کنترل کند. بر خلاف « دوستت دارم » بیان آن هم نا ممکن است. ابراز عشق با بیان امکان پذیر نیست. چرا که عشق در چهارچوب های روحی و جسمی قرار ندارد که بتوان به آن شکل داد و نشانش داد. عشق را میان واژه ها نمی توان جست ، شاید به همین دلیل است که خود واژه عشق از زمخت ترین حروف ساخته شده! سادگی « دوستت دارم » در هیچ جمله ای نیست. اما شجاعت بیان و ابراز آن هم در هیچ احساسی نیست. ابراز عشق آسان نیست چون در ناخودآگاه انسان است و او به دست خود آن را ابراز نمی کند. بلکه عشق خودش می جوشد و در رفتار و چهره و بیان زندگی انسان نمودار می شود. اما « دوستت دارم » جمله ای است که آدمی با اراده خودش حس دوست داشتن را خالصانه در وجود روح مقابلش نشان می دهد و همین خود آگاهی و ارادی بودن است که زیبایی دوست داشتن را مقابل عشق نشان می دهد. امیدوارم با گفتن دوستت دارم همیشه عاشق بمونید...
به شمع گفت عشق چيست؟ گفت :از من سوزنده تر است به گل گفتم عشق چيست؟ گفت: از من خوشبو تر است به پروانه گفتم عشق چيست؟ گفت: از من زيباتر است به عشق گفتم آخر تو چيستي؟ گفت: نگاهي بيش نيستم
وقتي دل من برايت تنگ مي شود چشم هاي پر از اشكم را پشت ابرهاي سياه آسمان پنهان مي كنم آنجا كه جز خداي خويش هيچ كس را نمي يابم پس بدان هر زمان كه باران مي بارد دل من برايت تنگ است
با تو الفباي عشق را آموختم نداي قلب عاشقم را به گوش همه رساندم به تو و كلبه عشقمان باليدم تو همه گمشده ام شدي حال كه اينچنين شيفته توام باش تا در كنارت آرامش يابم
عشق يعني مستي و ديوانگي عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده با چشمان تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی درجهان رسوا شدن عشق یعنی سست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن و ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هرچه بینی عکس یار عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراغش سوختن عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی با پرستو پر زدن عشق یعنی آب بر آذر زدن عشق یعنی سوز نی , آه شبان عشق یعنی معنی رنگین کمان عشق یعنی شاعری دل سوخته عشق یعنی آتشی افروخته عشق یعنی با گلی گفتن سخن عشق یعنی خون لاله بر چمن عشق یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن عشق یعنی یک تیمم,یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز عشق یعنی چون محمد پا به راه عشق یعنی همچویوسف قعر چاه عشق یعنی بیستون کندن به دست عشق یعنی زاهد اما بت پرست عشق یعنی همچو من پرپرشدن عشق یعنی قطره و دریا شدن عشق یعنی یک شقایق غرق خون عشق یعنی درد و محنت در درون عشق یعنی یک تبلور یک سرود عشق یعنی یک سلام و یک درود
دوستت دارم بیش تر از معنای واقعی کلمه دوست داشتن! دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داری! دوستت دارم چون تو نیز مرا دوست می داری! دوستت دارم همچو طلوع خورشید در سحر گاه عشق! دوستت دارم چون تو رو میخواهم ! دوستت دارم با تمام وجودم، با احساس پر از محبت و عشق! دوستت دارم بیش تر از آن چه تصور می کنی!
دوستت دارم همچو مهتابی که شب های تیره و تار
را با حضورش پر از روشنایی می کند! دوستت دارم همچو باران بارانی که تن تشنه دنیا را جان می دهد و می شوید! دوستت دارم چون چشمانت این حقیقت قلبم را باور دارد ! دوستت دارم چون تو آخرین امید زندگی منی دوستت دارم چون لیاقت این دوست داشتن را داری
تو رو اون لحظه كه ديدم به بهانه هام رسيدم از تو تصوير كشيدم كه اونو هيچ جا نديدم تو رو از نگات شناختم قصه از عشق تو ساختم تو رو از خودت گرفتم با تو يك خاطره ساختم
شب شده ساکته دوباره خونه می گرده دل دنبال یه بهونه می گرده باز گنجه خاطراتو پی یه حرف ناب عاشقونه عکس تو رو باز می ذاره روبه روش که تا ته شب واسه تو بخونه دلم تو التهابه که چه جوری قدر چشای نازتو بدونه محاله که عشق مارو ندونن برو سوال کن از گلای پونه اگه بخوان خیلی کم از توبگن می گن همون که خیلی مهربونه مهم توی که اسم نازت با من یه جایی پشت آسمونه اونا نمیدونن ستاره هامون دوتاست ولی توی یه کهکشونه اینو بخون تا دوباره بدونی دیوونتم. دیوونتم. دیوونه...!!! .
همه حرفهايم از جنس باران است
کاش نوازش نور بر شبنم وجودم را حس کنم تا درتومحو شوم کاش مي دانستم از کدام قاصدک بايد خبرت را بگيرم بر بال کدام پروانه آتش دلم را نقش کنم و براي کدام کفتر از حريم مقدست بگويم چشمانم بي تاب دلم پر شور و نفسهايم بي دم شده جانم ! کاش مي بودي و من را از اين همه دلتنگي مي رهانيدي که بودنم با تو معني مي يابد اي معناي بودنم در کدام سرزمين سبز و مقدس تو را بجويم که در هيچ جايي جز سرزمين دل تومرا راه نمي دهند م ي ت ر س م از اين که براي گذر از دل توهم نالايق باشم اما اميد دارم ! چون تو را دوست دارم
دوست دارم تا اخرين باقيمانده ی جانم تو را عاشق كنم زندگی من در زلالی چشمان تو خلاصه شده زندگی من در نفس های بازدم تو جاری شده زندگی من در همين از تو نوشتن ها وسعت يافته نفس كشيدن من تنها با ياد اوری زنده بودن تو امكان پذير است همين كه گاه نگاه چشمان پر از عشق يا سردی تو را ميبينم برايم كافی است و قانع كننده است كه زندگی زيباست
میدونی چرا جون انسان آفریده شده تا با عشق کارهاشو پیش ببره چون فقط عشق هست که میتونه یه زندگیه دوباره به آدم ببخشه چون انسان محتاج عشق هست اگر عشقی نبود خدا هم این دنیایی که حالا کوچیک و نامرد شده رو بوجود نمی آورد . خوب اگر انسان نمیخواست با عشق زندگی کنه حتما" این دنیا هم بجز پوچی هیچ چیز دیگری نداشت . خوب حالا حرف من اینه که بیاید با یک صدا عشق رو فریاد بزنیم و بگیم خداممنون هستیم که این هدیه ی خوبت رو تقدیم ما کردی و حالا با هم بگیم دورد ....................بر عشق بی پایان ..........................
|
About![]()
من امیر رسولی متولد اردیبهشت 1371هستم Archivesاردیبهشت 1388اسفند 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 Links
روابط عمومی - حامد بلا- |